مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

486

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - در « دار السّلام » علّامهء نوري ( ج 1 ، ص 144 ) و « الكبريت الأحمر » ( ج 3 ، ص 52 ) نيز مطالبى آمده كه گواه بر بعيد شمردن روايت ياد شده است . مؤلّف كتاب « قمر بني هاشم » در صفحه 126 اين موضوع را چنين اصلاح مىكند كه : آن نوجوان عبّاس أصغر مىباشد ؛ أمّا قرينه‌اى دالّ بر اين نظر ارائه نمىدهد ؛ علاوة اين‌كه كلّا حضور وشهادت وى در كربلا مورد ترديد است . نظر اصلاحيّهء ديگر أو چنين است كه مقصود از مقتول ، برادر حضرت عبّاس مىباشد كه منطبق برعثمان خواهد شد . أو در هنگام شهادت بيست ويك سال داشته است ؛ يا محمّد فرزند حضرت عبّاس كه به روايت ابن شهرآشوب در كربلا شهيد شده است . امّا اين سخنان خالى از دليل است وجز نظر صرف ، چيز ديگر نمىباشد . در اين‌جا ، شيخ صدوق روايتي دارد كه اگر آن را با روايت ابن جرير طبري جمع سازيم ، ما را به اين هدايت مىكند كه فرد مقتول حبيب بن مظاهر بوده است . شيخ صدوق گويد : به سند ياد شده از عمرو بن سعيد ، از قاسم بن اصبغ بن نباته نقل شده است كه گفت : « مردى از فرزندان أبان بن دارم نزد ما آمد كه در جريان كشته شدن حسين عليه السّلام حضور داشت . أو قبلا نيك‌سيما وسپيدرو بود ( امّا اكنون زشت‌رو وسيه‌چرده شده بود ) . من به أو گفتم : « رنگت عوض شده است وتو را نمىشناسم . » گفت : « من مردى از أصحاب حسين عليه السّلام را كشتم كه ميان دو چشمانش اثر سجده وجود داشت وسر أو را آوردم . » قاسم گويد : « من أو را سوار بر أسب ديدم كه سر آن مرد را به گردن حيوان آويزان نموده بود ؛ به حدّى كه زانوان أسب به سر مىخورد . به پدرم گفتم : كاش اندكى سر را بلند مىكرد تا پاى أسب به آن أصابت نمىكرد . پدرم گفت : پسرم ! آنچه به أو أصابت مىكند ، شديدتر است . أو به من گفت : هيچ شب سر به بالين نمىگذارم ، مگر آن‌كه كسى مىآيد ودستم را مىگيرد ومرا مىكشد وبه جهنّم مىاندازد ومن فرياد مىزنم . يكى از زنانش گفت : أو آن‌چنان فرياد مىزند كه خواب را بر ما حرام مىسازد . » قاسم گويد : « در جمعى از جوانان قبيله ، نزد همسر أو رفتيم واز حال وى سؤال كرديم . گفت : أو پرده از كار خود برداشت وسخن براستى راند . » اين سه روايت به نقل از قاسم بن اصبغ بن نباته است ، وروايت شيخ صدوق براي ما واضح مىسازد كه مقتول مرد بوده است ونه جوان ، وأو در سلك أصحاب امام حسين عليه السّلام قرار داشته است ، ودر اين اشكالى نيست . ابن جرير بيان مىنمايد كه : سر آويخته از گردن أسب ، سر حبيب بن مظاهر بوده است ، واز آن‌جا كه مورّخين اين فعل را جز به أو ، به ديگر سرهاى مقدّس شهدا منسوب نكرده‌اند ، مىتوان احتمال داد كه دو روايت گذشته در معرض خطا واشتباه قرار دارند ؛ خصوصا آن‌كه انتساب اين امر به قمر بني هاشم عليه السّلام بعيد است وهيچ قرينه وگواهى بر صدق آن نيست . ابن جرير در تاريخ خود ( ج 6 ، ص 262 ) گويد : مردى از بنى تميم به سوى حبيب بن مظاهر نيزه‌اى افكند وأو را به زمين انداخت . أو خواست برخيزد كه حصين بن تميم بر أو فرود آمد وسرش را هدف شمشير خود ساخت . سپس أو به زير آمد وسرش را از -